کمی دور تر از من پشيمان

غروب ساکت دریاست
دو موج سرگردان
من کنار ساحل نشسته ام
تو کمی دورتر از من پشيمان/>
با اینکه نگاهت را نمی بینم
بوی اشک هایت با نسیم می آید
با اینکه نمی بینم
عطر خوش موهایت غم را از دل می زداید
غروب است چیزی تا تاریکی نمانده آسمان خسته از هیاهوی روز پلک بر هم نشانده
size="2" />من در کنار امواج نشسته ام/> تصویر تو در آب کم کم مهو می شود
آرزوهای نا کام قلب هایمان در عمق نگاه هایمان به خواب می رود
خسته باشیم یا نباشیم کور باشیم یا نباشیم ساعت ساعت رفتن است ساعت ساعت سراب است
باید بخوابیم تا کسی بیدارمان کند تا بدانیم هر چه دیدیم همه خواب است
دو کبوتر همگام با هارمونی موج
ما نگاهمان دوخته به اوج
ضربان قلبم شدید می شود آهنگ نفس هایت در باد ناپدید می شود
برمی گردم نگاه می کنم تا مطمئن شوم کمی دور تری
جز آثار کفش هایت بر شن نمی بینم رد دیگری
چشمانم بخار می گیرد
دستانم می لرزد
دیگر دارد شب می شود
قلبم از تاریکی می ترسد
برگرد

/ 74 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دیانا

سلام دير و زود داره اما سوخت و سوز نداره

nishi

سلام. دوستی می درويم . درد را فرياد می زنيم؛مرهمی و همدردی می جوييم /همدرد می شويم.خاطرات را می کاويم ؛ و کبو تران اميدمان را مجال پرواز می دهيم. خوشحال ميشيم اگه دفتر دل نيشی رو ورق بزنی. يا حق

nishi

سلام ممنون از اينکه سر زدی باز هم سر می زنيم. يا حق

گندم

میتوان دل خوش کرد به صدایی که شنید...از دو خط نامه ی سرد میتوان داغ شد و شعله کشید...عاشقانه ی زیبایی بود دوست من....با سلام.

Y A L D A

رها جونم من به روزم! تنبل خانومی يالا بجمب ديگه آپديت کن!

علی شکیبا

من زیاد به شعر علاقه ای ندارم اما تقریبآ همشو خوندم. قشنگ بود. اما فضای گرافیکی دلگیری داره. اگر مایل بودی بعدآ در مورد رنگ و فضا بیشتر صحبت میکنیم.

KoUrOsH

be in ke nemitoonam mesle to harf bezanamo benwisam shak nadaram! wali ba in hal zoodtar az to update misham!

پریا

سلام..... ميايی ديدنم؟؟؟؟؟؟؟