می خواهم امشب تو را نيز از دفترم خط بزنم چه سود از ترانه ای که حقيقت پيش رويش نيست !
از سوختن بی صدا می ترسم از ترانه هايم نيز ! و تو را خط می زنم تا ترانه ای که نيست .
مروری کردم بر خاطرات بی هوای کودکی ام بر تو بر سالهای بی دوباره بر چشمان بی ستاره !
ديدم زندگی را به خاصيت های بی برگشت زمانه باخته ام و احساسم را به رستن گلهای يک روزه پژمرده ام !
خدا را بگو امشب باران ببارد .
همراه ترانه هايم برو همراه نامت سلامت برو اگر يافتی ام از قول من بگو نشانی قلبم به سرانجام شهابهای سوخته می ماند هر کجا که انتهای دنياست آنجا پيدايم کند !
افسوس که ثانيه های انتظار در پس لحظه های خالی به شمارش ستاره ها می ماند !
اکنون دلم تو را خط خواهد زد ومن باز تنهايی را خواهم سوخت که از سوختن بی صدا می ترسم !


تقديم به بهترين دوستم که با رفتنش همه چيز رو برد

/ 10 نظر / 9 بازدید
(pesarake tanha (masoud

سلام عزيز .......... کاش بارونی ميومد و ميشد رفت و زير اون بارون قشنگ فدمی زد و خيس شد ...........حالم جالب نيست ..........به يه بارون خيلی نياز دارم برای رفتن به زيرش و خيس شدن ........... موفق و شاد باشی

(pesarake tanha (masoud

سلامی عزيز ........من دوباره اومدم ولی به روز نبود .........موفق و شاد باشی

pesarake tanha

سلام عزيز .......کجايی پس خبری ازت نيست .....يه نگاه به آخرين به روز کردنت بنداز .............خوشحال ميشم خبری بدی ............ موفق و شاد باشی

من

کمی هم به فکر اونا که عاشقتن باش .....تنهاشون نذار ....... ميشه عا شق موند

خیلی زیبا بود

حسین

میشه منم عضو شوم

حسین

اسمت چیه جواب بده

حسین

خيلی عاشقا نه و دلپزير بود خواهش مکنم با من ارتباط برقرارکن

بخ

خشک و يخ