پشیمانم

کورکورانه عاشقت شدم سخت پشیمانم

تو می گویی برو التماس می کنم و می مانم

حتی لحظه ای در فکر من نیستی می دانم

خدا خدا صدا می زنم نمی شنود

دلی نمانده تکه های اخر است که می شکند

نه راه فراری ندارد این چشمان

همین است که مدام دست به گریه می زند

او گفت که عاشقم شده اما دروغ بود

حالا از این ماندن و بی عشقیش چه سود

درد و غم است دستمزد لحظه های من

دانسته و ندانسته می روم از کنارش زود

 

 

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
زهرا.ر

[گل][لبخند] دوست دارم برایت آرزوی سرسبزی و طراوت کنم.با تمام وجودم.

علي

سلام مرسی سر زدی به من . به امید ایرانی آزاد به امید روزی که در ايران هيچ زنداني نداشته باشيم

من و دخترم ري را

امیدوارم هرجا هست این خانمی خوشبخت باشه. دوری خیلی سخته اونم از عزیزترین ها. چه جالب منم مثل شما بعد از چند سال برگشتم و خونه شبیه خودم رو گردگیری کردم. منم مثل شما پشیمون. اماخوب دوباره میشه از نو ساخت. دیر نشده.