چند دفتر سياه

وقتی به دنيا ميای هزار ملاقاتی داری
وقتی بچگی می کنی هزار همبازی داری
وقتی به بلوغ می رسی هزار درد و مشکل داری
وقتی عاشق می شی هزار همدرد داری
وقتی می خندی در جواب هزار لبخند داری
وقتی اشک می ريزی هزار چشم نگران داری
ولی وقتی می ميری تازه می فهمی تنهايی چيه تنهای تنها پا به دنيای نا شناخته ای می ذاری
من فکر می کنم موقع مرگ آدم حس يه بچه ی کوچيکو داره که داره وارد کلاس اول می شه يادت مياد اونروز چه احساسی داشتي؟
از غريبه بودن می ترسيدی
از تنها موندن
يا از شکست خوردن وموفق نشدن؟
يا از تنبيه ومواخذه شدن؟
نه نگو نترسيدی نگو خوشحال بودی ...
دفتر پنجم هم سر رسيد يه دوستی اون روزای اول نوشته بود هر چيزی يه تاريخ انقضايی داره زياد نبايد اصرار کرد پنج تا دفتر رو سياه کردم (( اشک سرد)) ، ((سفر بخير مسافر))، (( پاييز ۶۳)) ، (( شيشه های سنگی)) ، آخريش (( حامی و من ))

با اين پنج- تا دفتر پنج سال گذشت سالهای سخت زندگی با تمام بدی هاش با دلتنگی هاش وقتی سوار قطار شدم فقط خودم بودم وخودم اما تو پنج سال پنج هزار حامی سوار قطار شدن نمی خوام بی خبر خودم سر يه ايستگاه مرمری سياه وسفيد بپرم پايين و بقيه برن به هوای مقصد .

يا علی مسافرا هرکی همراهه بپره توی اين ايستگاه توقف نداريم!

خدانگهدار   

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pesarake tanha

چرا به ياد نمی آورم ؟! هميشه ی بودن ، با هم بودن نيست . به گمانم تو حرفی برای گفتن داشتی ! گفتی مراقب انار و آينه باش . گفتی از سايه روشن گريه هات ، دسته گلی بنفش برای علو خواهی آورد . گفتی برای بردن بوی پيراهنت بر خواهی گشت . چرا به ياد نمی آورم ؟! مرا از به ياد آوردن آسمان و ترانه ترسانده اند . مرا از به ياد آوردن تو و تغزل تنهايی ترسانده اند . من تازه از خواب يک صدف از کف هفت دريا آمده بودم . انگار هزار کبوتر بچه ی منتظر ، در پی چشم هات دلواپسی مرا می گريست .

KoUrOsH

az daro diware zendegim dare nekbat mibare! bad joor khaste shodam hatta dige yeeeeeeeee nafar ham paida nemishe harfamo goosh bedeh! kojaee?

mahtab

salam kheieli khob bod. be manam sar bezan. khosh hal shodam. bye

بهار

سلام خیلی حقیقت بود خوشم اومد. ممنون.

hami770

سلام..........عالی می نويسييی...عالی..با آرزوی موفقيت برای شما دوست عزيز..بای

B3da

man hanooz montazeretam ke biai

ساناز

سلام دوست جون من آپم اگه دوست داری لينکتم گذاشتم بازم اگه دوست داری ۲۰بار ديدمت 19 بار بهت خنديدم 1۷ بار به من اخم کردي 17 بار از دستم خسته شدي ولي‌ من 16 بار ديگه سعي‌ کردم و 15‏جملهٔ عاشقانه رو 14 بار با 13 زبون و 12 لهجه 11 روز روزي 10 بار با ۹ بار زدن ضربان قلبم به تو گفتم اما تو 8 بار قهر کردي 7 بار ‏روتو از من برگردوندي و من 6 بار برات مردم 5بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشيدم 3 بار جونمو به لبم رسوندي تا بالاخره 2 بار‏خنديدي و 1 بار گفتي‌ دوست دارم

ديانا

سلام رها جون خوبی؟ کجايی خانمی؟

شاهين

سلام عزيزم خوبی وبلاگت عالی بود منتظر حضور سبزت هستم

مارال

وقتی نوشته ها تو ن رو می خونم خو دم و گم می کنم نمی دونم چرا فقط می دونم ميشه باها شون زندگی کرد و پر از خا طره بود