I close my eyes and I drift away, and to the magic night I softly say, a silent prayer, like dreamers do, then I fall asleep to dream my dreams of you . In dreams I walk with you, I talk to you, in dreams you're mine, all of the time, we're together in dreams in dreams . But just before the dawn, I awake and find you gone, I can't help it if I cry, I remember when you say "goodbye". It's too bad that all these thing, can only in my dreams, only in dreams, in beauty dreams... ((chris de burg)) 

من دارم ميروم

من دارم می روم فرصتی نمانده
هنوز منتظر تاکسی تلفنی هستم
البته هیچ چمدانی نبسته ام

وسیله ای نبود ببرم
اگر هم بود همه خاطره هایت با آن بود
ترجیح دادم وسیله های نوتری بخرم

چند یادگاری از خانه برداشته ام
گلدان هایم را به همسایه سپرده ام
یادش بخیر سالی که تو را دیدم آنها را کاشته ام
(( من دارم می روم ))
این جمله ایست که روی کاغذ برایت در چند کلمه گذاشته ام

امشب برف می بارد
درست مثل آنروز که تو را دیدم
از گلوله ی برفی که خورده بودم می خندیدم
و تو مبهوت خنده های من بودی
و من چند لحظه بعد خودم را در کت چرمی تو می پیچیدم

آه من دارم می روم 
 چرا از خواب بیدار نمی شوی
چرا مرا باز نمی داری
چرا کیفم را از دستم نمی گیری
چرا بهانه نمی آوری امروز نروم امروز بیماری؟

هنوز چند لحظه مانده
تاکسی تلفنی در راه است
آسمان یکسره گریه می کند
انگار از این جدایی آگاه است

دلم از غم لبریز می شود
برای اخرین بار نگاهت می کنم
آخرین بوسه را به صورتت می زنم
شاید با این کار آگاهت می کنم

تو شب با گریه خوابیدی
هنوز آثار بغض در چهره ات پیداست
باور کن این آخرین راه بود
دیشب گفتی(( رها )) نرو(( حامی )) بدون تو تنهاست

انگار کسی در می زند
اما من در یاد حرفهای تو می شکنم
این جمله را به کاغذ اضافه می کنم
(( وقتی رسیدم زنگ می زنم ))!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

رها سهیل

 

قول دادم تا آخر آخرش کنارت بمونم با تمام بی مهریات با تمام سنگدلیات

قول دادم بمونم و می مونم

گله ای هم ندارم چون همه جوره می خوامت

همه جوره

  
نویسنده : رها سهیل ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٥/۱۸
تگ ها :