I close my eyes and I drift away, and to the magic night I softly say, a silent prayer, like dreamers do, then I fall asleep to dream my dreams of you . In dreams I walk with you, I talk to you, in dreams you're mine, all of the time, we're together in dreams in dreams . But just before the dawn, I awake and find you gone, I can't help it if I cry, I remember when you say "goodbye". It's too bad that all these thing, can only in my dreams, only in dreams, in beauty dreams... ((chris de burg)) 

بعد از دو سال

بعد از دو سال اومدم
اومدم دنبال یه خاطره ی کهنه
یه ادم گمشده تو این حوالی
یه حامی
از امروز به بعد اینجا هر یک هفته گردگیری میشه
فقط یه گرد و غبار دلتنگی می مونه که هیچ وقت پاک نمی شه
اونم دلتنگی واسه دوستاییه که تو این دو سال از دست دادم
حامی رفته اما ردپاش واسه همیشه اینجا حک میشه

  
نویسنده : رها سهیل ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٦